تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - برخی از بسترهای توسعه شهرستان رستم

برخی از بسترهای توسعه شهرستان رستم

نویسنده : احمد نیکنام 1391/07/23 20:51  •    ارسال شده در: بحث های چالشی شهر مصیری

برخی از بسترهای توسعه منطقه

شهر مصیری دارای بسترها و پتانسیل های بسیاری برای توسعه است. این پتانسیل ها هم به صورت بالقوه و هم به صورت بالفعل وجود دارد.

بررسی موشکافانه این بسترهای توسعه به ویژه توسعه روستایی در یک مقاله کوتاه نمی گنجد اما برای شروع و آگاهی مسوولین اجرایی بخصوص جناب فرماندار که به تازگی تشریف فرما شده اند، مناسب است.

شهر مصیری و اطراف از عرصه های مهمی برای توسعه برخوردار است که از این دسته می توان به عرصه های کشاورزی،دامپروری، مرغداری و طیور، زنبورداری،صنایع محلی و غیر محلی، منابع طبیعی( گیاهان دارویی، گیاهان خوراکی، گیاها صنعتی و سایر منابع زیر زمینی و سنگ ها و معادن) اشاره نمود.

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه نمایید

زمین های جنوب مصیری می تواند برای کشاورزی در زمینه های مختلف مناسب باشند. متاسفانه کار بر این زمین ها در حال حاضر به  یک خرده فرهنگ تبدیل گردیده و باید با فرهنگ سازی و ترویج آن را به صورت صحیح  به سرِ خط آورد. این خرده فرهنگ استفاده زیاد و پشت سر هم از دو محصول گندم و برنج از زمین های کشاورزی آبی است. مسلم است که با بی بارشی ها و کم بارشی های دهه های اخیر برنجکاری تعطیل می گردد و کشاورزان که اخیراً افراد جوان هستند نیز علاقه ای به ادامه این کار ندارند. این در حالی است که این زمین ها با آب موجود می توانند بازده بسیار خوبی داشته باشند البته به شرطی که با برنامه ریزی صحیح نهاده های مختلف کشت گردد و انبوه نهاده خاص موجب ماندن محصول بر روی دست کشاورزان نگردد. از این گونه محصولات که می توان آنها را با آب کم و حتی نگهداری کمتر در این زمین ها کشت نمود می توان به کنجد،ماش، گوجه فرنگی، چغندر قند،سبزیجات، صیفی جات و غیره اشاره نمود. شایان ذکر است که دولت نیز باید خرید این محصولات را تضمین نماید. فعال کردن شرکت های تعاونی با هیئت مدیره قوی و ناظرانی از مردم می تواند کار ساز باشد.از جمله اقدامات این شرکت ها می تواند خرید محصولات از کشاورزان و صادر کردن آنها و بخش غیر قابل صادرات را در کارگاه های رب و آب میوه گیری تبدیل نمود. این کارگاه ها می تواند در منطقه با کارگرانی بومی آموزش دیده شروع به کار کند.

از جمله کارهایی که می تواند در این زمین های کشاورزی بستری برای توسعه و نیز رفع بیکاری باشد، ایجاد طرح های مختلف ماهی گیری، مرغ داری، پرورش طیوری چون کبک، کبوتر، بلدرچین ، بوقلمون و سایر طیور حلال گوشت باشد. این طیور می توانند به صورت تقریباً سنتی هم پرورش داده شوند. در مطالعه ای که در آمریکا صورت گرفته است، خواندم که مرغ ها را به چند دسته تقسیم کرده بودند، یکی از این دسته ها مرغ های چمن زار بودند. نویسنده و محقق طرح نوشته بود که تخم مرغ هایی که ناشی از خوراک چمن باشد حاوی امگا6 می باشد.

شما ببینید می توان شتر مرغ های خوبی در صحرای مصیری پرورش داد.این شتر مرغ ها می توانند علاوه بر غذایی که به آنها داده می شود، ساعاتی از روز را در بیرون ضمن هوا خوری به چرا مشغول شوند.

استفاده از گیاهان دارویی برای دارو سازی با غنایی که در منطقه وجود دارد نیز از بسترهایی است که افراد زیادی را البته در چهارچوب نظارت بدون ضربه به طبیعت به خود مشغول می کند. کارگاه یا کارخانه آب گیری برای دارو نیز بسیاری از جوانان را به کار مشغول می نماید.

باغات انگور و سایر مشابه نیز در زمین های بایر منطقه قابل اجرایی شدن است.که در کنار آن کارخانه آب میوه گیری و کارتن سازی را می تواند داشته باشد.

آن چه در بالا آمد فشرده و کدهایی برای مسوولین منطقه است و تشریح آن به وقتی دیگر موکول می گردد. البته نباید فراموش کرد که راه اندازی این طرح ها به سادگی نوشتن من براین کاغذ نیست و خود نویسنده این سطور نیز بر این امر آگاهی کامل دارد، اما نباید فراموش کرد که برای تغییرات همیشه مقاومت هایی وجود داشته و افرادی که دست به تغییر می زنند باید بسیار مقاوم و خستگی ناپذیر بوده و به کار خود ایمان داشته باشند.

فرهنگ سازی به خصوص در کنار ترویج با استفاده از افراد کشاورز پیشرو و رهبران محلی اعم از رهبران تخصصی و متنفذ می تواند کار ساز باشد.

امور بازمانده از دوران استعمار است که ما را خود باخته میز و پشت میز نشینی کرده است و با وضعیت موجود این امر بر فقر روستاییان به ویژه جوانان روستایی افزوده است و آنان را به سمت و سوی بزه کاری و مسایل اعتیاد کشانده است.

زدودن این ذهنیت از افراد روستایی ابتدا باید باور کسانی بشود که می خواهند دست به کار این تغییرات شوند. بایستی از ته دل و عمق وجودشان مسئله را حس و بدان اعتقاد داشته باشند.قدم بعدی دراین فرایند فرهنگ سازی است، به خصوص آن که  بیمه به راحتی وجود دارد و هرکس می تواند بیمه باشد. برای روستاییان باید جا انداخت که دراین کار خود آقای خویشند و هر سال کار برای آن ها بر زمین خود همانند کار در یک اداره است.باید افراد را به ذهنیتی جدید آورد.

من بارها از دانش بومی حرف زده ام. برخی بر این باورند که فلانی یک آدمی است سنت پرست که مثلاً به جای ماشین می گوید با اسب سفر کنید. من شروع به تبلیغ کرده و تا حدودی توانسته ام برخی دانشگاهیان را متقاعد کنم که منظورم چیست. در این جا نیز مردم را با مشارکت دادن در حقیقت از دانش بومی اشان استفاده کرده ایم.

کاشت پنبه در همین زمین ها وجود داشت. الان یک کار بیهوده قلمداد می شود. می گویند زمین را خراب می کند! این یک سخن بیهوده است. همان پنبه را می توان کاشت اما نه با گاو بلکه با تراکتور و از مهندسین و کارشناسان مشاور هم کمک گرفت.

دامداری، دامپروری و امور مربوط به دام نیز در کنار سایر بستر ها می تواند مفید فایده باشد. در منطقه رستم حدود( اگر اشتباه نکنم) 13 میلیون تن بلوط می توانیم در سال برداشت نماییم . از این مقدار بسیاری را به همراه کنجاله ها و سایر علوفه موجود به دام داده و از واردات هم بپرهیزیم و از طرفی از طبیعت بومی خود هم استفاده کرده ایم. پرورش گاو، گوسفند، بز و غیره.

از دام ها موارد زیر به دست می آید:

گوشت، لبنیاتی چون شیر ، ماست، کره، روغن، کشک، قره قروت و.....، پشم، چرم ، کود و استخوان.

اگر این بسترها با کمک دولت و وا م های طولانی مدت ( البته با نظارت برای خرج کرد، نه اینکه با بالا آوردن یک دیوار خشک بلوکی پول را به بازار خرید و فروش زمین و...... بدتر ازهمه  موارد خلاف به کار برد) آماده شود منطقه گلستان می شود.

فرماندار و مسوولین اجرایی اشتغال به روزمرگی هم و غم خویش را بر این امر بگذارند. من خود سه دهه کار اجرایی کرده ام ، روزمرگی مدیر را فلج می کند. آرد و نان، تقسیم تیغ و چکش و چه می دانم........( متاسفم).

نمایندگان مردم به جای باند بازی و تغییرات بی دلیل بگردند و افراد پیشرو را پیدا کرده و به دنبال جذب بودجه برای این طرح ها باشند. این امور برای آن ها باقیات  صالحات است.

فرمانداران و نماینده ما ببینند سرهنگ غلامحسین تژده با آن همه تند خویی اش چه کرده که مردم هنوز او را دوست دارند( البته من همه کارهای او را نمی پسندم) و همان کنند. البته با توجه به وضعیت موجود و به تناسب زمان و مکان.

تحصیل کنندگان منطقه نیز به جای فخر فروشی  و ارائه مدرکشان( نه همه برخی چنینند) و اسم درست کردن فضایی، به کمک مردم بروند. مردم منطقه قدر دان هستند آنها را بی مزد نمی گذارند.

دکتر جلال یوسفی



برچسب ها: شهر مصیری ، دکتر جلال یوسفی ،
آخرین ویرایش: 1391/07/24 19:06

1391/08/14 01:45
......ادامه مطلب
شاید من از همان قماش باشم و بخواهم از این طریق شما را فریب داده و برای خودم نردبانی درست کنم. شاید یک از درگاه ارنده ای باشم که میخواهم کمبودهای خویش را جبران کنم. شاید یک فردی بوده که در زمان بچکی بیشواد بوده ام و می خواهم سوادم را به رخ بکشم و شاید مریضم باید مداوا شوم و شاید و شاید و شاید و ده ها شایددیگر. انتخاب با خودتان است. من که زندگی ام در شهر تامین است. کرسی درس دارم. حقوق بازنشستگی می گیرم و..... اینها گفته من است اما شما قبول نکنید فکر کنید. زندگی مرا زیر و رو کنید ای تحصیل کردگان ببینید منظورم چیست اگر به نتیجه رسیدید که دلسوزم بیایید با هم دست به دست هم بدهیم و آنجا را آباد کنیم البته با کمک مسوولینی دلسوز و قطعاً مسوولین هم بدشان نمی آید که در زمان تصدی شان مشاورانی تحصیل کرده عملکردی شایسته برایشان رقم بزنند اگر صاحب عقل باشند و اگر نه هم می توان آنها را تغییر داد. تغییر به کفته قرآن کریم به دست خود انسان هاست و بس.
والسلام علی من التبع الهدی
1391/08/14 01:44
مدیر سایت دانش بومی هر وقت اشکالی به نظرش رسیده است یا از طریق اس ام اس یا ایمیل و یا پیغام خصوصی به آقای احمد نیکنام اعلام کرده و نظرش را داده است. به همین خاطر دلیلی نمی بیند که به این سبک بنویسد. ضمناً من از آقای نیکنام خواهش می کنم اگر این گفته درسته در زیر همین چند کلمه تایید و الا آن را رد کنند.
یک نکته با مردم خوب مصیری:
تا زمانی که از لاک خودبزرگ بینی و افتخار بی جا به گذشته فقط دیگران را تحقیر می کنید به هیچ جا نمی رسید و همیشه یوغ آدم های آزمایشی بر گردنمان قرار دارد. مصیری آن قدر گنجایش ندارد که تحصیل کردگانش بخواهندجولان دهند و افتخار کسب کنند. اگر خود را کوچک می کنند می خواهندمصیری بزرگ شود و از لیست سیاه بعضی ها بیرون بیاید.
تا زمانی که به خود نیاییم و موقعیت خود را نشناسیم به هیچ جا نخواهیم رسید.
برای ما مدرک گرفته ها همه جا، جا هست و جای خوب هم وجود دارد اما می خواهیم شما را از نربدان بودن برای ترقی هر تازه به دوران رسیده ای نجات بدهیم.
من جلال یوسفی یک لا قبا به نظرم پیشرفت و رهایی شما را در بازیابی هویت خویش و به دست گرفتن سرنوشت مصیری می بینم. یا کورم و اشتباه می کنم و یا از همه جا رانده ام وبه دنبال پست می گردم و یا دلسوزم و برای شهرم می سورم. تفکر کنید و ببینید کدام یک درست است و آن وقت برابر آن عمل کنید.
احمد نیکنام
مطالب شما را تایید می نمایم
1391/08/13 23:50
جواب lol در این آدرس داده شده است. می تواند ضمن گرفتن جواب یک شجره یابی از خویش نیز بنماید
http://jalalyousefi.com/post/515
1391/08/13 23:11
زیاد نگران نباشید می توانید مثل خانواده نیک روش بروید و آن را عوض کنید. هرچند مطربان و غربت ها و بقیه هزاران شرف بر شما دارند.
به جای پیگیری آپی هم پیگیریرهایی خودتان از یوغ دیگران باشید بدبخت ها
شما آدم بشو نیستید.
1391/08/9 21:46
بابا عجب روزگاری شده
نام خانوادگی آدامام در امان نیست واقعا متاسفم
هر کی میاد مینویسه نیکنام
آقای یوسفی دیگه از بس نظر باسه خودت دادی خسته شدیم به خدا ip بیگیران از 200تا نظر 199 تاش خودتی :d
ماشاالله سن سالام که چه عرض کنم سن پدر پدر پدربزرگ پدر ............
منو داری
1391/08/1 13:59
چرا عکس نویسنده را برداشته اید؟
1391/07/24 14:34
http://karmandnews.ir/shownews.aspx?ID_News=11841



1391/07/24 12:46
احمد عزیز سلام
در پایین مطلب دکتر یوسفی نوشته اید گردآورنده. باید بگویم این نقطه نظرات ایشان است و گردآوری نیست. کلمه گردآورنده را از پشت اسم ایان بردارید بهتر است.
از طرفی من بسیار خوشحالم که جناب دکتر یوسفی هر بار که به این سایت سر می زند مطلبی تازه دارد هرچند که ما قدر ناشناسیم و این افراد را در بین خود نمی بینیم.
از شما آقای نیکنام هم به خاطر زحماتتان در جهت توسعه و تعالی شهرستان تشکر می کنم. هم چنین از دفاع جانانه دکتر یوسفی هم در مقالات و هم در تهران و شیراز برای دفاع از رستم برای الحاق نشدن به بویراحمد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.