تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - مصیری را دریابیم؟!

مصیری را دریابیم؟!

نویسنده : احمد نیکنام 1391/08/4 20:35  •    ارسال شده در: شهر مصیری

مصیری را دریابیم؟!

مصیری از نظر سابقه دارد  به دوران پیری می رسد! منظور از سن ،سن تمدنی آن است و آن نیز با مقایسه با برخی جاهای دیگر است.پیر هم نه این است که از رده خارج شود بلکه طول عمر این منطقه مد نظر است.

بدون رعایت نکات مقاله نویسی و نیزرعایت ادبیات  کلام خیلی ساده و خودمانی با مردم شهرم می خواهم گپ بزنم. طوری که اگر فرزندی برای پدر بیسوادش قرائت کرد او بداند من چه می گویم( البته آنها عاقل تر از این هستند و ما هرچه داریم از آنهاست منظور این است که شاید با ادبیات جدید آشنایی نداشته باشند).

اهل محل و پیرمردان و پیرزنانی از دیار رستم  و جاوید وگاه مناطق دیگر ( وحتی استان همجوار) تعریف می کنند که وجود مرکز بهداشتی قوی و پزشک متبحر در مصیری به سال های دور بر می گردد. وجود برق ، صنایعی چون تراکتور در مکانیزه کردن کشاورزی و غیره ( هرچند مربوط به ارباب بوده باشد) در مصیری نشانه ای از شکل و شمایل تمدن جدید بوده است( هرچند این تمدن تمدنی بوده که حاکمان جدید خواستارش بوده اند و ما حال نخواهیم آن را بپذیریم).

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه نمایید...

بازار بزرگ( از کازرون و قدیم تر افرادی از اردکان و حتی تجاری  در نوع خود از خشت، کارج، برازجان و مناطق بندری حضور داشتند که گاه به صورت موقت به فروش خرما، تنباکو، ملکی= نوعی کفش اقدام می کردند و....)،  حمام عمومی، مسجد، گروهان ژاندارمری( حوزه انتظامی)، مراکزی چون ده سرا، خانه انصاف، مرکز ترویج کشاورزی ، اداره پست وامثال آن گاه جلوتر و گاه همپای شهر نورآباد داشته است.

کمتر کسی از قدمای منطقه حتی عشایر اطراف است که دکتر کاوسی( دکتر کوسی) را نشناسد.و در استان کهکیلویه و بویراحمد مسوولین فعلی و هم چنین بازنشستگان آن اغلب در دبیرستانها و مدارس راهنمایی این شهر درس خوانده اند.

سابقه مدارس کاوه و کوروش کبیر به سال های بسیار دور بر می گردد. و برخی از نمایندگان مردم ما و افرادی که الان در قید حیات نیستند در این مدارس درس خوانده اند.

هرچند به دلایلی که مردم مصیری خود خوب می دانند  در چند دهه اخیر این شهر تا پای بی آبی هم قرار گرفت.

مصیری خان نشین که شد بر پیش رفت آن نیز افزون گردید. منظور این است که ساختارش با رویکرد مناطق شهری رشد نمود.

از مصیری تحصیل کردگان بسیاری پا گرفته اند  که در اقصی نقاط ایران و حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی مشغول به کار بوده و برای خود کسی هستند.

آمریکا، در کانادا، انگلستان، فرانسه، آلمان و .....  و در ایران در شهرهایی چون نورآباد فارس، شیراز، بوشهر و شهرهای تابعه، استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد،اصفهان، قزوین، چهار محال و بختیاری، لرستان، خوزستان و...... مهمتر از همه تهران مملو از تحصیل کردگان شهر مصیری است.

افرادی در حد  دکترای عمومی، دکترای تخصصی در همه رسته ها، کارشناسی ارشد، کارشناسی، تکنسین از این شهر الان در نقاط مختلف کار می کنند و بسیاری مسولیت هم دارند.

راستی این ها چرا فرار کردند؟ ضد دین بودند، ضدانقلاب بودند؟ منتقد بودند، بی عرضه بودند و..... یا ما آنها را به این خصیصه ها متهم کردیم و در یک کلام ما عرضه جذب این ها را نداشتیم.

به نظر بنده حقیر یکی از مهمترین علت  داخلی فرار این مغزها از منطقه ضمن ناکارامدی مدیریت اجرایی شهرستان( منظور ممسنی در آن زمان و نمایندگی هایش می باشد)، وجود افرادی  بی سواد، تازه به دوران رسیده از هر نظر و نشستن افرادی نالایق بر کرسی مدیریت در شهرستان و نیز در این شهر بود که تحمل وجود مغزها برای آنها سخت بود. زیرا می پنداشتند که وجود این افراد جایگاه آنها را به خطر می اندازد!

اگر تحصیلکردگان این شهر بتوانند به این شهر برگردند و انواع رشته های دانشگاهی را راه اندازی کنند( این یک مورد است که مثال می آورم) به تبع آن افراد زیادی اعم از دانشجو، استاد و غیره به این شهر مهاجرت می کنند و از نظر اقتصادی برای این شهر قابل توجه می باشد.شما شهر دهاقان اصفهان را ببینید. در این شهر دانشگاهش مقطع دکترای تخصصی جذب می کند.یکی از اساتید این شهر در تهران به من می گفت اگر به شهر ما بیایید، در دانشگاه،  فلان، بهمان وووو رفاهی را برای شما آماده می کنیم! آیا ما این طوریم؟ فقیر که هستیم ،بماند، کسی هم ما را نمی شناسد ولو اینکه انشان نشین باشیم!

مسئله بعدی که ناشی از دوری تحصیل کردگان ماست، مسئله مستند نشدن ساختارهای متعدد این منطقه است. البته برخی را جسته و گریخته من مستند کرده ام.  اما به طور کلی این شهر هنوز سابقه تاریخی و سایر ساخت هایش در هیج جایی به عنوان مکتوبات علمی مستند نگردیده است.

من از مردم مصیری سوال می کنم( با عرض معذرت و پوزش) شما مبداءتان کجا بوده است؟مصیری های اصلی در چه تاریخ هایی در چه مکان هایی بوده اند؟ مهبه ای ها کی از منطقه اصلی و به چه دلیل به این منطقه آمده اند و شغلشان چه بوده است؟ سایر گروه ها مثل گوهر گانی ها، تیر تاجی( نگین تاجی) ها و سایر گروه های ساکن در این شهرهمینطور.

آیا ما جواب این سوال ها را داریم. آیا حداکثر تا دویست سال پیش تاریخ خود را می دانیم؟!

از تحصیل کردگان مصیری سوال می کنم: نوع و تغییرات معیشتی این منطقه در طول تاریخ این شهر( روستا، ده یا قریه و یا آبادی در زمانی) چگونه بوده است و چه فرایندی را طی کرده تا بدینجا رسیده است؟

مبانی قشربندی و بهره برداری اقتصادی این منطقه چه تغییراتی را در ساختار خود تجربه کرده است؟ حال ما از علل و مسببات آن فعلاً چیزی نمی پرسیم!

اوضاع قومی این منطقه و تغییرات آن چگونه بوده است؟

ساختار اجتماعی و فرایند تغیرات آن چگونه بوده است؟

از ادبیات شفاهی منطقه چه می دانید؟

از طب سنتی، منابع طبیعی و.... سایر منابع منطقه چه اطلاعی دارید؟ من نمی گویم یقین دارم ولی کوتاه آمده و می گویم احتمالاً قریب به اتفاقتان هیچ اطلاعی از این موارد ندارید!!

پس چه باید کرد؟ هدف من از این پراکنده گویی چیست؟ چرا این جملات را نوشته ام؟

آیا می پذیرید که سوای از کم لطفی ها و نیز ساختار برنامه ریزی و بودجه ریزی کلی، نبود شما تحصیل کردگان و  هم چنین فرهنگ خود رانی و غریب نوازی در امور اداری یکی از علل عقب افتادگی ما بوده است؟!

این یک فرضیه مهمی است که چند سالی است ذهن مرا به خود مشغول کرده است و هرچه هل منا ناصر سر می دهم کسی از این منطقه صدایی از آن بر نمی خیزد.

به نظر من نویسندگان، محققین، اطباء، مهندسین، استادان و به طور کلی تحصیل کردگان این شهر و حتی مناطق اطراف دور هم جمع شوند، جلسه بگیرند، فرهنگ سازی کنند و..... تا با رسیدن به یک جمع بندی بتوانند نسبت به توسعه شهر و منطقه خود قدم های مثمر ثمری بردارند. آنچه در باره بسترهای توسعه در منطقه قبلاً نوشته ام بدون این گام ها عمل نیست.

دکتر جلال یوسفی

برچسب ها: مصیری را دریابیم ،
آخرین ویرایش: 1391/08/4 20:40

1391/09/27 18:32
آقای شاه قاسمی من جواب شمار را داده ام اما نمی دانم چرا مدیر منتشر نکرد شاید دسترسی ندارد اما عزیزم من بیایم چکار کنم؟ من بازنشسته ان شما کار مرا پیدا کن من می آیم ، آن موقع که باید بودم بودم. الان هم هر وقت کار باشد صدا بزنند می آیم قرانیست که به خاطر نظرم بیام مصیری و زندگی کنم. من برای خیلی جاها نظر داده ام می فرمایید آن جاها هم بروم و بزیم؟! خوب البته این هم نظری است!
احمد نیکنام
با سلام
جناب آقای یوسفی
با عرض شرمندگی
بنده بعد از یک هفته هم اکنون به پنل وبلاگ وارده شده ام چون دسترسی در این چند روز برایم مقدور نبود. مجدد از شما عذر خواهی می نمایم
1391/09/25 01:09
آقای سید عماد شاه قاسمی سلام
بنده 22 سال از بهترین دوران زندگی ام را در ممسنی به عنوان مسوول قدم را به قول شما رنجه کردم. دوران بازنشستگی است و به خاطر تکمیل تحصیلات و نیز تحصیلات بچه ها ده سالی است پایتخت نشین هستم اما هر وقت بخواهند قدم را هم رنجه می کنم. من گرچه جوانم( نسبت به دوران بازنشستگی) اما به دلیل تقاضای خودم 4 سال زودتر بازنشسته شدم تا بتوانم به کارهای علمی ام برسم. چشم هر وقت بخواهند من هستم. دلیلی ندارد که من بیایم و در آنجا بنشینم. هر وقت لازم بود به روی چشم. اگر ناراحت هستید( که هستید) این چند کلمه درد دل را هم با مردم مظلوم منطقه ام نکنم. سایر تحصیلکردگان از این نوشتن هم دریغ می کنند!
باورکنید من به عقل خودم شک کرده ام شاید دیوانه ام؟! آخر همه ساکت و من تنها خزعبلات می بافم! نه آرزوی نمایندگی در سر دارم و نه مقصودم وزارت است! پس چرا می نویسم؟! شاید کم دارم؟! می خواهم کمبودهایم را رفع کنم؟! نه سید این هم نیست چون در پرونده خدمتی من مدیریت عالی هم بوده است که با آن خدا حافظی کرده ام! پس به نظر شما چرا می نویسم؟! جدا دوست دارم نظرتان را بدانم
من 48 سال سن دارم و بازنشسته شما سید اولاد پیغمبر به ما بگو بنویسیم یا نه؟ جواب هرچه باشد چرا؟!
1391/09/21 08:34
جناب دکتر یوسفی عزیز
ضمن تشکر از توجه جنابعالی به اهمیت حضور افراد توانمند در شهرستان رستم و شهر مصیری، پیشنهاد میکنم که در کنار قلم، قدم را نیز رنجه فرمائید.
1391/09/11 14:15
با سلام خدمت آقا یا خانم ((یه دوست))

بنده در كنار مطالب و نظرات عنوان شده بخش محتوایی عرایضم از بعد اخلاق حرفه ای همان دو سطر آْخر نظر شماست كه عنوان نموده اید((چه خوب بود در یک فضای مجازی افکار درست و ایده های بجا در کنار ... .)) كه این بعد قضیه می تواندخیلی مهم تر از قسمت اول كه همان تئوری های علمی است باشد.چون با احترام متقابل وتعاملات فكری است كه می توان قدمهای مثبت وسازنده برداشته شود درضمن ایده های مختلفی در خصوص تحول وجود دارد كه یكی از آنها این است تحول از تراوشات فكری ایجاد می شوددر پایان بنده ذكر نموده ام كه دوستان اسم یا فامیل خود را عنوان نماید.موفق ومؤید و پیروز باشید.
1391/09/7 19:14
آقا یا خانم یه دوست
زیاد فکر این مسایل را نکنید بیایید با هم فکری بری شهرمان کنیم! منطقه ما به شدت از نظر فرهنگی از پیشرفت افتاده است ؟! و پسرفتش بماند............
1391/09/7 12:53
با سلام
خدمت آقای مرادی محترم .
با عرض معذرت مطلب شما درست و به جاست که من باید با اسم خودم نظر میزاشتم اما فکر نکنم شما هم با اسم خودتان نظر داده باشید .(م . مرادی) و دوم آنکه اعتبار یک مطلب از نظر شما به اسمش هست؟بنظر شما این خود یکی از مشکلات شهرستان نیست . مثلا اگر نام خانوادگی من قائدی یا موسوی یا انصاری (نام خانوادگی خاصی از موارد ذکر شده مد نظر بنده نیست فقط صرف بیان بود و بس)باشد برداشت شما چه خواهد بود اگر بگویید نام خانوادگی من تاثیری در برداشت شما از مطالب ندارد فکر نکنم حق مطلب بیان شده . چه خوب بود در یک فضای مجازی افکار درست و ایده های بجا در کنار هم راهکاری برای حل مشکلات بود نه فحاشی و هتک حرمت به دوستان تحصیلکرده .
1391/08/27 19:23
با عرض معذرت من یک هفته به فضای مجازی دسترسی نداشتم.
قطعاً منظور آقی م. مرادی من نیستم. چون من به این چیزهایی که فرموده اند مطلعم زیرا رشته تحصیلی ام می باشد اما باید به چند نکته اشاره کنم ضمن تشکر از آقای م. مرادی که البته خوب بود اسم کاملشان را می نوشتند.
1. فرضیه ای که اثبات شده قانون است. البته منظور law نیست.
2. پیشگویی در روش تحقیق معنا ندارد، پیشبینیprospect درسته و پیشگویی prediction یاprophecy چیزی دیگر و از سنخ موارد غیر علمی یا مافوق اطبیعه ای است
3.روش تحقیق تنها روش های پیمایشی نیست و روشهای کیفی هم وجود دارند مثل گراند تئوری و سایر روشهای بنیانی و غیره که بیشتر تأویل گران بدان( سایر مکاتب وابسته) سوی روی دارند .
آن چه جناب مرادی فرموده اند درسته و کاملاً اما یک بخشی ازروش و فنون تحقیق است که روش اثبات گرایان و آنانی است که با آمار و ارقام بیشتر سر وکار دارند و اغلب دانشگاه شیراز بیشتر چنین رویکردی دارد و گروه توسعه نوسازی بدان سمت و سو رفته اند. اما جامعه تنها یک بعد نیست. بگذریم صد البته جناب مرادی هم بدین چیزهایی که من گفته ام آگاهند اما برای سایرین به صورت کلی تذکر داده ام.
بحث بنده فعلاً جمع کردن تحصیل کردگان است که البته کم کم هم دلسرد می شوم. باید وقت گذاشت. تغییر مقاومت پیش روی دارد. پیامبران هم که از جمله نوآوران هستند هم با شدیدترین مقاومت ها روبرو بوده اند. زیرا این جریانات روز مره و عادتی در جامعه به فکر غالب اجازه نمی دهد که طرح نو را پذیرفت. من زیاد روی چیزهای از دست رفته و فرهنگ سازی برای زنده کردن آنها تاکید دارم. به موقع برای برنامه ریزی پژوهش و نیاز سنجی به وسیله آن اساس ر برنامه ریزی است. سپس بررسی، تصویب، تدوین، اجرا و نظارت و نتیجه و بازخورد آن که در تمام این فرایندها باید متخصین روستایی مشارکت داشته باشند.که شما هم درست فرموده اید .که اصل فرهنگ سازی و ایجاد باور در مردم است. تمام هم و غم من حول این محور دور می زند.
موفق باشید و انشاء الله که بتوانید شهری پایدار بسیازید در شأ مردم خوبمان
1391/08/27 17:29
سلام
بابا دکتر یوسفی هم همین را گفته است. ولی هنوز به مرحله تحقیق نرسیده. ییشنهاد داده است و خودشان هم گفته اند که کلیات است. ایشان به عرصه ها اشاره کرده اند چون ایشان قبلاً این تحقیقات را انجام داده که در چند مقاله و یک کتاب منتشر شده است. برای هر امر این مورد شما هم صورت می گیرد.البته من تا آنجایی که سراغ دارم تا کنون هیچ کس حاضر به همکاری نشده است. اگر همان طوری که دکتر یوسفی گفته اند، جمع که شدیم بقیه مراحل هم ادامه می یابد
1391/08/23 07:48
با سلام خدمت همه عزیزان خواهشمند است قبل از هر گونه اظهار نظری حتی المقدور اسم یا فامیل واقعی خود را عنوان نمایند.اكثر عزیزانی كه دراین سایت وارد می شوند و مطالب را نقد می نمایند صاحب نظر بوده واین نكته بسیار خوب ومثبتی برای شهرستان رستم می باشد همگی می دانیم كه پژوهش وتحقیق پایه واساس تصمیم گیری است وقبل ازهر اقدامی نیاز است كه به این روش عمل شود كه روشی كاملاً علمیست و روش علمی شامل تعیین حقایق از طریق مشاهده است. بعد از دسته‌بندی و تحلیل حقایق، محققان به دنبال روابط علی برای توضیح حقایق می‌گردند. وقتی تعمیم‌ها و فرضیه‌های ساخته‌شده تست شدند و درستی آنها به اثبات رسید، یعنی توانایی توضیح واقعیت را داشتند، آنگاه می‌توانند در توضیح و پیشگوئی شرایط مشابه استفاده شوند. به این تعمیم‌ها و فرضیه‌های آزمون شده «اصول» گفته می‌شود. پس نظراتی كه قبلاً گفته شد سخنرانی نیست البته این بدین معنی نیست كه این تعمیم‌ها به طور یقین یا همواره درست هستند بلكه به اندازه كافی معتبرند كه در پیش‌بینی ها وبرنامه ها استفاده شود. ونیزعلاوه اینها میزان مشاركت شهروندان نیز مهم بوده كه می تواند تحت تاثیر عواملی چون رضایت، آگاهی، اعتماد و قانون مندی صورت پذیرد.كه عمده ترین عامل تأمین مشاركت، آگاهی و علاقه مردم و حاكمیت فرهنگ تعلیم و همیاری در جامعه است. تا زمانی كه نتوان مردم را به این باور و یقین كشاند كه با مشاركت و همیاری، می توان به جامعه ای مرفه تر و سعادتمند دست یافت و تا زمانی كه نتوان فرهنگ خود محوری و خودپسندی را در جامعه از میان برداشت، تأمین مشاركت مردم نیز امكان پذیر نخواهد بود.
مشاركت مردم و به خصوص نسل جوان و تحصیل كرده نشانگر پایه ریزی یك جامعه مردم سالارانه یا مدنی است كه در آینده باعث تحولات عمیق و شگرفی در تمام ابعاد جامعه می شود. به طور كلی سه متغیر اعتماد، آگاهی و رضایت از جایگاه ویژه ای در مشاركت اجتماعی شهروندان برخوردارند. این سه عامل یاد شده در بروز مشاركت شهروندان به صورت یك فرمول جهانی اثبات شده است.باشد که باشیم و در راه خدمت به مردم، خداوند یاری گر همه ما باشد . انشاء الله
1391/08/16 18:46
سلام بر یه دوست
قرار و پیشنهاد من همین است که عده ای تحصیل کرده جمع بشویم. اول مسئله یا مسایل ( مشکلات) را بشناسیم و سپس اولویت بندی کنیم البته با کمک مردم به ویژه رهبران محلی و فنی و سپس راهکار بدهیم. هنوز از نظر من مشکلات شناخته شده نیست و اگر هم باشند علمی نیستند یعنی می گویند این مشکل وجود دارد دیگری م یگوید این مشکل دسته یا رده چندمه آن یکی می گوید مشکل ما فعلاً چیز دیگری است و هکذا....
من در مجله فراسو مقاله بسیار طولانی دارم ( همین شماره اخیر) که راه کارهای کلی ارایه داده ام. اما باید نشست و این ها را اولویت بندی کرد و احتمال دارد برخی اصلاً از دور خارج شوند
1391/08/15 19:31
عذر خواهی میکنم آقای مرادی . ولی مطلب شما بیشتر شبیه یک سخنرانی هست تا یه راهکار . بزرگانی چون شما و آقای یوسفی و بقیه دوستان باید راهکار بدهند.تفاوت میان عوام و خواص همین راهکار دادن برای حل مشکلات هست.وقتی برا حل یه مشکل راهکاری داده میشه اون موقع هست که یه شخص خاص مطرح میشه وگرنه همه ...
1391/08/10 00:06
با سلام برمرادی عزیز
اگر این دوستان جمع شوند،جلسه بگیرند، راه کارهای، نقطه عزیمت و..... را مشخص می کنند. اگر قرار شد برنامه ای اجرا شود در چارچوب اصوا برنامه ریزی فرایند آن با مشارکت مردم باید طی شود، مطالعه و پژوهش، طرح، اجرا، نظارت و..... از فراینده های برنامه ریزی است که در قدم بعدی باید بدان پرداخت. منظور این است که نقطه قوت و بستر اصلی توسعه که منابع غنی انسانی است در این منطقه وجو دارد. این ها جمع شوند و با مشورت مردم اوویت بندی و سپس با پشتیبانی دولت اقدام کنند.
ام چشم آب نخور!
آقا/ خانم من جدی حرف می زنم با طرح این مسایل بچه بازی حیثیت یک جامعه با سابقه تمدن را زیر سوال نبرید. ضمناً آرپی جی لازم نیست. مگر شفیعی آنها را با آرپی جی برداشت؟می بینید که چگونه جارو می کند؟ کاری به درست یا نا صحیح بودن کارش ندارم.
خوب این دوستان جمع شوند، حرف بزنند دولت مجبور است با تعداد زیادی تحصیلکرده راه بیاید . منطق پشت حرف باشد کسی کمتر می تواند فرافکنی کند!
تحصیل کرده که عقب بکشد، مرده خور زیاد است! وارد می شود و جامعه را به گند می کشاند خاص منطقه ویژه هم نیست یک اصلی در ایران درست شده است.
به هر حال جدی بگیرید!
من مجری نیستم، تحصیل کرده توسعه ام. آنچه خوانده ام و طی 20 سال با دید جامعه شناسی نگاه کرده ام را به شما عرضه می کنم وحی منزل هم نیست شاید اشتباهات بسیاریداشته باشد.
1391/08/9 13:21
سلام.با تشکر ممنون میشویم فروشگاه ما رو لینک کنید

به امید توسعه و عمران رستم بزرگ
1391/08/9 12:50
لُــر شارژ افتتاح شد

مژده به هموطنان عزیز وباغیرت لر -فروشگاه اینترنتی کارت شارژ:همراه اول.ایرانسل.تالیا

ارزان و آنلاین

www.loorsharj.ir
1391/08/8 17:39
آقای یوسفی باید با آرپی جی7 بیاد تا مدیران را بردارد و مدیر شایسته و توسعه ای بگذارد!
البته اگر قبل از شکلیک آنها با اسلحه لیزری پارتیک و باندیک اونو از کار نیندازند.
1391/08/8 10:19
با سلام وعرض خسته نباشید مطالب بسیار خوب و واقعیت های غیر قابل انكاری است كه از چشم وذهن بسیاری از مردم فهیم و خوب شهر مصیری وشهرستان رستم پنهان مانده است. برای احیاء فرهنگ و بسط رونق اقتصادی و بالا بردن سطح فرهنگ اجتماعی وسطح اقتصادی مصیری وشهرستان رستم می بایست ابعاد مختلفی در كنار هم گردآیند كه زمینه اجرای این موارد بسیار مهم فراهم گردد. یكی از این ابعاد وجود نیرو های تحصیل كرده ومتخصص ومتعهد بومی منطقه می باشد.كه بعنوان یكی از منایع مهم بشمار می رود.البته در خصوص مطالب خوب وارزنده جناب دكتر یوسفی با عنایت به اینكه ایشان خود نیز از شخصیت های علمی می باشند اشراف علمی دارند می بایست قبل از هر چیز،ازمطالعه و پژوهش در این زمینه نیز غافل نبود.(مطالعه وبررسی،پژوهش وبرنامه ریزی ومدیریت وكنترل ونظارت وتعهد و...قبل از هر اقدامی نیاز ضروریست) امیدواریم با توانایی های بالقوه و دلسوزهای تمام نیرو های متعهد بویژه عزیزان تحصیل كرده ومتخصص و ماهر شهرستان در هر جای مهین اسلامی بدون تعصبات غیر منطقی و با برنامه ریزی شایسته وحساب شده بتوانیم ضمن برآورده ساختن انتظارات مطرح شده زمینه بهتر پیشرفت شهر وشهرستان مان را فراهم نمائیم.با آرزوی توفیق الهی
اللّهمّ و فّقنا لما تحبّ و ترضی
خدایا توفیقمان بده برای آنچه كه آن را دوست می داری و برای آنچه كه از آن راضی می شوی.

آمین.


1391/08/5 18:17
سلام نیکنام عزیز
من سید نیستم ، مادرم سید است.
اما در خصوص فرمایش حضرتعالی به استحضار می رساند که نیازی به آمدن خانه و کاشانه و بچه های ما در منطقه به طور دائم نیست.از طرفی بچه ها بزرگ شده اند و هرکس هر کجا خواست می تواند زندگی . هرچند مدیریت ناشایست حمل و نقل را سهت نموده است اما فاصله تهران تا شیراز 1 ساعت و از آنجا تا منطقه 2 تا سه ساعت است. اصلاٌ می شود در شیراز زندگی کرد یا هر کجا . اما در زمان مقاضی دور هم جمع شد. شاید این جمع شدن لازم نباشد که در شهر مصیری باشد. می توان بسیاری از کارهایی چون طرح ها، برنامه ها و غیره را از طریق فضای مجای انجام داد.
اما شخص من که فرمودید. مگر از من چه کاری بر می آید. اگر این جمع یک روزی ، گرد هم آمدند و مرا شایسته حدمت به شهرم دیدند، محل سکونتم را به شیراز می آورم و خودم به منطقه می آیم. شیراز را از آن جهت می گویم که باید به دانشگاه های مادر نزدیک باشم و از طرفی نیز از نظر پزشکی به مراکز درمانی قوی تر نزدیک باشم( وضعیت جسمی خانواده ام اینطور ایجاب می کند)
البته شما فکر نکیند من این چند خط را نوشتم فردا پسون فرا بچه ها جمع می شوند و آن اژدهها های پشت میز هم راه را برای آنها باز می کنند.این یک شروع است که من با قلم آغاز کرده ام. این راه را باید رفت. دیگران چکار کرده اند که در کرات دیگر پایگاه دارند و هر لحظه مستمراً اطلاعات جدید دریافت می کنند. البته ما برای حصول باید به دو امر خارجی و داخلی( محلی) توسعه توجه داشته باشیم . انشاء الله به قید حیات من در جای خود عناصر عقب افتادگی توسعه در ایران را که ما هم جزئی از آن هستیم را در فرصتی مناسب در همین سایت منتشر می کنم و یادر زو نامههای محلی .
محلص کلام: بله من خودم و چند نفر دیگر را که با آنها صحبت کرده ام قول آمدن به منطقه را می دهم.
1391/08/5 11:43
سلام سیدجلال عزیز
یکی از همین تحصیل کردگان خود شما هستید آیا حاضرید یا بچه های شما حاضرند بیایند در مصیری زندگی کنند؟ البته با عرض پوزش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.