تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - آرمان های مقدس انقلاب اسلامی

آرمان های مقدس انقلاب اسلامی

نویسنده : احمد نیکنام 1391/08/30 10:10  •    ارسال شده در: گوناگون

به نام خدا

ن و القلم و ما یسطرون.

ایران 22 بهمن سال 1357 پس از یک دهه و اندی مبارزه ، توانست یک دیکتاتور زبون را که خود را نماد شاهنشاهی 2500 ساله بر می شمرد، از اریکه قدرت به زیر بکشد و قصد ندارم که در اینجا سیاهه کنم که بر سر این انقلاب توسط استکبار و اعوانش چه آمد و در شب های سرد کردستان و ، دشت های گرم و سوزان خوزستان و آب های مواج خلیج فارس و در بیدادگاه های صدام بر جوانان و عزیزان ما چه گذشت؟! نمی خواهم ناله های هل من ناصر ینصرنی متوسلیان را که این شب ها در برنامه« آخرین زمستان» از زبان مظلوم و تنهایش( که هنوز هم تنهاست) را یاد آوری کنم. و باقری با آن جثه ضعیف و آن ثبات و استفامتش و حضورمردم در میدان  و پشتیبان حکومت و......و.....و..... اینها قطره ای از دریای بیکران هستند.

                                                                                     

در ادامه مطلب ...

اگر این قلم چیزی می نویسد، حتماً دل  صاحبش می سوزد، اگر می نویسد، یاد یاران بخون خفته اش می افتد، اگر می نویسد برای آن است که آنها با همان پوتین و لباس گشاد خاکی به حجله عروسی می رفتند و همان لباس هم به دیدار معبود رفته و همان لباس هم کفنشان می شد.

نه رئیس دفتر داشتند و برای دیدنشان نوبت لازم نبود. خود شب ها پوتین ها ی بچه ها را ا واکس می زدند. چه چیزی را باید ما ننویسیم؟! وزارت ارشاد خط قرمزش را برای ما معین کند( البته رئیس دولت معین کرد) ولی برای من آن ، خط قرمز نیست. خط قرمز من ارکان نظام مبتنی برولایت فقیه و با سه شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است ولا غیر. اگر چنین بود قانون اساسی اصلی اصولی به شماره 88 و 89 را با مضمونی کنونی اش نداشت!

دولتمردان جهان سومی فقط یاد گرفته اند که پاک کنند، ببندند و ....  این ها اعمل ضد توسعه ای است.

حدود 10 سال پیش در جاده  یاسوج ممسنی از پلیسی پرسیدم چرا می خواهی مرا جریمه کنی؟! خندید و گفت: چرا؟! چرا ندارد! تخلف کرده ای و باید اعمال قانون گردی! باز خندیدم و گفتم جدی چرا  و کدام تخلف؟! گفت: عبور از روی خط ممتد! مگر گواهی نامه نداری؟آیین نامه که خوانده ای؟!

گفتم بله جناب سروان ، ولی از بایا میدان که کمی  دور گردیم تا سر گچینه تمام  خطوط جاده ممتد است . جاده پر از ماشین های سنگین است، راه ما  از مبدأ تا مقصد ، حدود 1000 کیلومتر است و خسته و کوفته! تکلیفمان چیست؟ فکری کرد و گفت : آخر قانون است! مگر می شود قانون را  اجرا نکرد؟ گفتم قانون برای چیست؟ مگر غیر از این است که برای راحتی امور مردم ( عموم) تصویب می شود؟ خندید و گفت: گواهی نامه ات را بگیر و برو و دعا کن این جاده خط ممتدش همانگونه شود  که تو می خواهی!( چیزی بدین مضمون).

سخن این است که اگر مثلاً قرار است کسی جریمه گردد باید جاده هم طوری باشد که موجب سرسام گرفتن مردم نشود.

مدیران ما بخواهند یا نخواهند در جهانی قرار گرفته اند که باید در آن، به مردم احترام بگذارند، درد مردم را از خودشان بپرسند، تمرین دموکراسی کنند، به دانش بومی و نیز تجربیات دنیا احترام بگذارند و.... و این ها هیچ منافاتی با ارکان نظام ما و هم چنین دین و مذهب ما ندارد. مثلاً یک نمونه ، کار در دین ما با ارزش است و بدان سفارش شده است. اما برای ما عار و برای غربی ها به یک قدیس تبدیل شده است و بقیه موارد.... بگذریم.....

زیاد ننویسم. من می خواستم بنویسم تا درد مردم به گوش آنان که باید برسد، برسد، می خواستم بنویسم که اگر نا اهلانی وارد شده اند( که برخی زیرکانه شده اند) ، توسط وکلای مردم به محاسبه کشانده شوند ، می خواستم  و.....می خواستم انقلابم، خون برادرم و برادرانم، دوستانم، دردهای بدنم، سرم، اعصابم و مهمتر از همه آنچه امامم می خواست و رهبری انقلاب می خواهد باقی بماند. اگر قرار است دم فرو بندیم و این دم فرو بستن به نفع انقلاب است! چشم می بندیم. استخوان در گلو نگه  می داریم! اما به نظر می رسد که سکوت ما ،برای انقلابمان مرگبار خواهد بود! چون...... بگذریم که خدا بهترین وکیل است و اگر قرار است از درد مردم ننویسم، اگر قرار است از توسعه ناموزون و موزون ننویسم، پس دیگر هیچ نمی نویسم. چون نوشتنم به پشیزی برای آنهایی که برنامه ریزند نمی ارزد و البته خودم هم بر این امر واقفم/ والسلام علی من التبع الهدی




آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.