تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - مجموعه زبان ها و گویش های لری

مجموعه زبان ها و گویش های لری

نویسنده : احمد نیکنام 1391/11/15 11:55  •    ارسال شده در: تاریخچه قوم لر

این مقاله می كوشد بدون ورود به مباحث تخصصی زبان شناسی به معرفی اجمالی زبان های مردم لر بپردازد، بنابراین این مقاله یك نوشتار زبان شناختی نیست بلكه می كوشد با استفاده از داده های زبان شناختی، انسان شناختی، تاریخی و فرهنگی به بازشناسی و دسته بندی زبان های منطقه بپردازد.

در ایران حساسیت زیادی در این زمینه وجود دارد كه شیوه گفتار فلان گروه سخنور زبان است یا گویش! این مساله ظاهرا بیشتر به دغدغه های سیاسی بر می گردد و اگر بار سیاسی بحث را در نظر نگیریم چه فرقی می كند كه فلان شیوه گفتار زبان باشد یا گویش؟ به هر حال همه این زبان ها و گویش ها حق حیات و فعالیت فرهنگی خواهند داشت. ما اینجا فقط به دسته بندی این شیوه های گفتار می پردازیم و وارد بحث گویش یا زبان بودن هیچ یك از موارد مورد بحث نمی شویم.

ارائه تقسیم بندی جامع و مانع از همه زبان ها و گویش های مردم لر کار دشواری است، این نوشتار مختصر می کوشد به اجمال از عمده ترین شاخه ها و گویش های مردم لر سخن بگوید. اینجا نیز با ارجاع به مقاله “بازتعریف لر” زبان های مردم لر را به طور کلی به دو گروه شمالی و جنوبی تقسیم کرده ایم.

تحقیقات كافی و اسناد متقن در دست نیست كه آیا تمام زبان هایی که در این نوشتار به آن ها “لری” می گوییم یک زبان هستند و یا حتی یک ریشه و تبار داشته اند یا خیر، این “مجموعه زبان لری” شامل گویش ها و زبان های متعدد و متفاوتی است، تا جایی که سخنوران برخی زبان ها از درک و فهم  زبان و گویش دیگر عاجزند، اما به هر حال همه این زبان ها متعلق به گستره لرستان و مناطق لرنشین هستند.

تعدد و تفاوت این زبان ها کاملا طبیعی است، چنین تنوعی اصولا در میان اغلب اقوام و جوامع جهان به چشم می خورد، این تنوع در مناطقی مثل ایران و خاورمیانه كه از نظر جغرافیایی محل زندگی نژادها، ملت ها و قومیت های بی شماری است كاملا چشمگیر می باشد و ممکن است به دلایل متعددی باشد که در این نوشتار مختصر از دو فرض عمده نام می رود، بدون اینکه مورد قضاوت قرار گیرند:

بقیه در ادامه مطلب...

الف) ریشه جدا: ممکن است زبان های مختلف لری ریشه زبان شناختی جداگانه داشته باشند، البته باید به دونکته مسلم توجه داشت، نخست اینکه به اجماع زبان شناسان تمام این زبان ها متعلق به گروه زبان های ایرانی غربی هستند، هرچند بخشی از آن ها متعلق به گروه ایرانی شمال غربی و بقیه متعلق به ایرانی جنوب غربی هستند. نکته دیگر این است که میان همه این زبان ها قرابت بسیاری چه از نظر واژگان و چه نظر دستور زبان وجود دارد تا جایی که مثلا نشانه جمع در شمالی ترین زبان (کلهری و لکی) و جنوبی ترین زبان ها (لیراوی و بویراحمدی) یکی است درحالی که آن نشانه در گویش های مابین این دو قطب (مینجایی و بختیاری) وجود ندارد یا كم كاربرد است!

ب) تاریخ و جغرافیای جدا: اگر فرض شود تمام زبان های لری شاخه های یک درخت هستند، می توان تصور کرد تنوع و تفاوت زبان های لری به خاطر تاریخ و تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جداگانه ای باشد که گویشوران هر زبان و گویش با توجه به جغرافیای گسترده و پهناوری سرزمین  لر داشته است، بدیهی است که در طول قرن های متمادی زبان های جنوبی تر لری تحت تاثیر زبان فارسی و زبان های شمالی تر تحت تاثیر زبان کردی قرار گرفته اند، در حال حاضر تلاش برای تشخیص مرز های زبانی لری با زبان های کردی و فارسی کاملا بی نتیجه است.

به هر حال از نظر ما لری شمالی شامل لكی، ملكی، بدره ای و كلهری است و لری جنوبی شامل مینجائی، ثلاثی، بختیاری، كهگیلویه ای، ممسنی، بندری، كارونی و لیراوی می باشد که هر کدام خود شامل لهجه ها و گویش هایی هستند، در ادامه اجمالا به معرفی عمده ترین این زبان ها و گویش ها پرداخته می شود.

لری لكی: زبان رایج در مناطق سلسله، دلفان، هرو، هلیلان و  شهرهای الشتر، نورآباد، فیروزآباد، هرسین، و قسمت هایی از شهرهای خرم آباد، كوهدشت، و دره شهر و بخش های دیگری از استان های لرستان، کرمانشاه، ایلام و همدان می باشد.  لکی در بین گویشوران لری شمالی بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده و در قیاس با کل مردم لر نیز قابل توجه است.

در آمار میرزا بزرگ –نقل شده در سفرنامه های راولینسون5 و بارون دبد– لك ها سی و شش هزار خانوارند در حالی كه در همان آمار، جمعیت مینجائی ها حدودا شش هزار خانوار می باشند. بنابراین بیش از هشتاد درصد لرهای لرستان فیلی، زبان لكی دارند و یا اجدادشان زبان لكی داشته اند (با توجه به تحولات زبانی استان های لرستان و کرمانشاه در نیم قرن اخیر). ناگفته نماند میرزا بزرگ در دوره ی قاجار  مأمور جمع آوری مالیات بوده و جمع آوری مالیات نیاز به یك آمار نسبتا دقیق دارد. در این آمار، لرهای فیلی پیشكوه 44 هزار خانوار و لرهای فیلی پشتكوه 12هزار خانوار می باشند پس نسبت 36 به 44  به عبارتی می شود هشتادویك درصد.

لری ملكی: این گروه شامل زبان رایج در شهر های مهران، زرین آباد، ایلام، چوار در ایران و مندلی و بدره در عراق است. واژه ملكی -كه گاهی به صورت مكی و یا مهكی ثبت شده- برگرفته از نام طایفه ی ملكشاهی در پشتكوه لرستان است، كه برای نامگذاری گویش مردم شمال استان ایلام انتخاب شد. این واژه ابتدا توسط دكتر جمال ودیعی در قبل از انقلاب برای معرفی گویش لرهای پشتكوه عنوان شد اما از آنجا كه پژوهش های فرهنگی لری حركتی لاكپشتی دارد این اصطلاح گسترش و نمود زیادی پیدا نكرد. در كتاب دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران6 در صفحه ی 1069 از قول دكتر جمال ودیعی چنین نوشته: “زبان مردم لرستان فعلی در نواحی پشتكوه ملكی و پیشكوه لكی از تركیب زبان ایرانی قدیم بوجود آمده و از …”

بسیاری از مردم لرستان تصور می كنند گویش ایلامی ها شكلی از لكی است اما باید قبول كرد كه گویش های لكی و ملكی از نظر واژه و دستور زبان، تفاوت های قابل توجهی با هم دارند مثلا در لكی «می» ابتدای افعال استمراری همیشه وجود دارد اما در ملكی این «می» مطلقا وجود ندارد. در لكی معمولا فاعل به صورت ضمیر به مفعول متصل می شود اما در ملكی درست مانند فارسی تهران و لری مینجایی، ضمیر فاعلی در آخر جمله متصل به فعل می آید. مثلا جمله ی فارسی «فلانی را دیدم»  در لكی می شود « فلانیم دیآ» اما این عبارت در گویش ایلامی می شود«فلانی دیم»7

لری كلهری – گویش رایج ایل كلهر در مناطق جنوب  غربی و غرب استان كرمانشاه در شهرهای اسلام آباد، سر پل ذهاب، گیلان غرب و سومار می باشد. امروزه در مكتوبات، ایل كلهر را در زمره ی ایلات كرد درج می كنند اما باید گفت كرد خواندن آن ها دلیلی بر نفی هویت لری آن ها نیست همچنانكه كرد خواندن آنها دلیلی بر نفی ایرانی بودنشان نیست. همان طور كه حتی كهگیلویه ای ها و بختیاری ها را هم گاهی كرد قلمداد می كنند و هنوز شهركرد ( دهکرد سابق) در مركز بختیاری ها است، روستاهائی در كهگیلویه و بختیاری هستند كه به نام كرد (دهكرد) و كردستان می باشند، خیلی از اهالی بهبهان،به رود جراحی می گویند رود كردستان8، اما كسی در هویت لری این مردم تردیدی ندارد. با این وجود، طبق آزادی های مدنی هر كس می تواند قومیت خود را به هر عنوانی كه دوست دارد بیان كند اما این آزادی ها برای مباحث علمی و تاریخی نمی تواند پایه و اساسی داشته باشد.

منابع تاریخی متعددی بارها بر لر بودن كلهرها صحه گذاشته است، به عنوان مثال میزا خانلر خان اعتصام الملك9، نایب اول وزارت امور خارجه در كتابش (صفحه 71) كلهرها را با هویت لر، ثبت كرده و می نویسد «محمد حسن خان سرتیپ، حاكم كلهر در آن ایام از كرمانشاهان مرخص و روانه به محال خود گردید. بعد از ورود او بر ایل و الوار كلهر خبر رسید كه..» بارون دوبد10 در كتاب سفرنامه لرستان و خوزستان – كه به سیاحت در میان لرها می پردازد -  در صفحه 429 در تشریح طوایف لر كوچك چنین  می نویسد: طایفه های پشتكوه كه به نام فیلی منسوبند از طوایف پیشكوه بسیار كمترند سرگرد رالینسن عده ی آنان را 12 هزار خانوار تخمین زده كه شامل كرد و دیناروند و كلهر و بدرایی و مكی می شوند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش11 اهالی اطراف سرپل ذهاب را لر ثبت می كند او در صفحه ی 82 كتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپل ذهاب می گوید كه لرها – كه اهالی آن منطقه می باشند – برای این سنگ حكایتی دارند. البته ناصرالدین شاه در صفحه ی 62 همان كتابش اهالی حومه طاق بستان را  هم لر ثبت می كند. در این مورد نمی توان گفت ناصر الدین شاه اشتباه كرده است زیرا او به اندازه ی كافی مشاور و تصحیح كننده در اختیار داشته است. به هرحال از این دست مطالب – در حكایت لر بودن كلهرها – در تاریخ موجود می باشد كه در این مقوله، مجال برسی كامل آن ها میسر نیست همین قدر خوب است بدانیم كه خود كلهرها خود را “كه لر” می نامند.                   

 لری مینجائی – گویش رایج مردم مناطق چگنی، بالاگریوه و شهرهای خرم آباد، دورود، پل دختر، اندیمشك، دره شهر، دهلران می باشد. در میان توده ی مردم لرستان، عادت شده  گویش این شهرها را بدون هیچ مشخصه ای “لری” خطاب كنند. این عنوان كلی باعث شده كه در سایر شاخه های درخت تنومند لر، ابهام و تردید به وجود بیاید به عنوان مثال وقتی می گویند «شما لر هستید یا بروجردی» و یا « شما لر هستید یا لك» و یا اینكه «شما لر هستید یا بختیاری»، این شك به وجود می آید كه عده ای لرند و عده ی دیگر غیر لر؛ بختیاری یا بروجردی  و یا لك هستند. مینجائی ها از نظر اقلیمی جزء مناطق فیلی می باشند اما از نظر گویشی جزء مناطق لر بزرگ (لری جنوبی) و وجه تسمیه مینجایی نیز همین تعلق هم زمان این مردم به لر بزرگ (از نظر زبانی) و لر کوچک (از نظر سرزمینی، تاریخی و اجتماعی).

لری ثلاثی – گویش رایج در مناطق و شهرهای بروجرد، ملایر، نهاوند، توسركان و گنكاور و بخش های از سربند استان مرکزی می باشد. در تاریخ حكومت سه شهر ملایر و نهاوند و توسركان به نام حكومت ثلاث بوده كه در بیشتر زمان ها در جوار حكومت لرستان فیلی (لر کوچک) بوده اند، امروزه واژه ی ثلاث به صورت اسم خاص درآمده و نه تنها این سه شهر، بلكه نواحی بروجرد و كنگاور  را هم شامل می شود. در واقع این پنج شهر اصلی، گویشی شبیه هم دارند.

لری بختیاری – گویش رایج در مناطق بختیاری نشین شرق استان لرستان (دورود، ازنا و الگیودرز)، استان چهار محال و بختیاری و شهرهای شرق خوزستان و غربی اصفهان است. اگر چه گویش بختیاری ایل چهار لنگ – مخصوصا در استان لرستان – با گویش بختیاری هفت لنگ  تفاوت هایی با هم دارند اما مشخصه ی بارز گویش بختیاری در همه جا ابدال شین به سین می باشد، با این همه تشخیص مرز دقیق بختیاری و مینجایی (در منطقه پاپی) و کهگیلویه دشوار است.

بدیت ترتیب زبان لری بختیاری هم یكی از بزرگ ترین شاخه های لری محسوب می شود، و در حقیقت پرجمعیت ترین گروه در منطقه لر بزرگ می باشد، به همین خاطر گاهی كل مجموعه لر بزرگ (كهگیلویه، لیراوی و..) را نیز به نام بختیاری می خوانند.

لری كهگیلویه و ممسنی – گویش رایج در مناطق استان كهگیلویه و بویراحمد، و جنوب شرقی استان خوزستان، شمال و غرب استان فارس می باشد، در تاریخ، مناطق جنوبی كوه دنا، محدوده ی طوایف ایل كهگیلویه ای بوده ولی امروزه طوایفی از آن جدا شده و مستقل می باشند از آن جمله طایفه ی بهمه ای است كه گستردگی واژگان اصیل و قدیمی آن بیشتر از گویش بویراحمدی هاست. در گویش كهگیلویه ای ابدال شین به سین مانند گویش بختیاری احساس نمی شود، همچنین این گویش متعلق به ایل بزرگ ممسنی هم می باشد که امروز شامل چندین شهرستان و بخش از استان فارس می شود.             

لری بندری (لیراوی) – گویش رایج در بنادر ماهشهر، دیلم، گناوه و بوشهر می باشد كه بیشتر به طوایف لر لیراوی و حیات داوودی و گشتیل و.. تعلق دارند. این گویش آمیخته ای از زبان لری و گویش بندرعباس و… است اما قرابت بیشتری با لری دارد ممكن است عده ای منسوب بودن این گویش به لری را قابل تردید بدانند اما كتاب های فرهنگ جغرافیایی آبادی های كشور، چاپ اداره ی جغرافیایی ارتش12 به صراحت وجود زبان لری در این بنادر را  تأیید كرده است.

لری كارونی– شهر هائی كه در كنار رودخانه ی كارون یا سرشاخه ی آن قرار دارند مثل دزفول، شوشتر، و اهوازی های قدیم و.. در یك دسته زبانی قرار می گیرند. در اینكه بهبهان هم در این دسته قرار بگیرد قدری ابهام وجود دارد بعضی ها این دسته را به نام خوزی بیان می كنند. اما انتخاب این اسم قدری نامناسب است زیرا اگر منظور از خوزی، استان خوزستان است پس بخش زیادی از بختیاری ها و كهگیلویه ایها هم خوزی محسوب می شوند اما اگر منظور از خوزی زبانی است كه عبدالله ابن مقفع در كتاب الفهرست ترجمه تجدد صفحه ی 22 از آن یاد می كند و می گوید: «زبان های پارسی ]منظور مردم پارس[ عبارتند از پهلوی، دری، پارسی، خوزی و سریانی است13 » باید گفت مطابق این نقل قول، خوزی از پارسی متمایز بوده اما ما می بینیم كه زبان دزفول و شوشتر و..به فارسی تهرانی بسیار نزدیك است و بیشترین شباهت را با لری جنوبی دارد. همچنین زبانی كه هم عصر پهلوی بوده اگر در طول این سال ها، خصوصیات خوزی را حفظ می كرد امروزه باید به خاطر قدمتش فاصله ی زیادی با فارسی تهران پیدا می كرد و در آخر باید گفت و در كتاب های زبان شناسی ایرانی مثل «زبان های ایرانی ارانسكی14»و «راهنمای زبانهای ایرانی رودیگر اشمیت15» نامی از زبان خوزی برده نشده است. به هر حال باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود و نامی بهتر از لری كارونی توسط دوستداران فرهنگ لری انتخاب شود.

این نوشتار نگاهی اجمالی داشت بر پراکنش زبان ها و گویش های منسوب به مردم در در پهنه جغرافیایی سرزمین های لرنشین، بدیهی است سخن گفتن از چنین موضوعی در نوشتاری کوتاه، کاستی ها و نواقصی خواهد داشت، نگارندگان به گرمی از پیشنهادها و انتقادها استقبال خواهند کرد، در این نوشتار هرچند تلاش بر فراگیری نسبت به تام گروه های لر، تا حد ممکن بود اما با توجه به وسع نگارندگان ممکن است گروهی و گویشی خاص از قلم افتاده باشد، نگارندگان از اشاره برخی نویسندگان به “لری کومزاری” رایج در سواحل جنوبی خلیج فارس، به ویژه در کشور عمان با خبر هستند اما به علت فقدان اسناد و اطلاعات کافی  از ذکر چنین گروه هایی در فهرست امتناع کرده اند.

عیسی قائدرحمت، ابراهیم خدایی

برگرفته از : سایت لور

منابع:

1-       قوم لر . تألیف سكندر امان اللهی بهاروند.انتشارات آگاه 1385 صفحه ی 53 « .. همانگونه كه می دانیم پارسی میانه گویش پارتیان و ساسانیان بود…»

2-      تاریخ گزیده تآلیف حمدالله مستوفی انتشارات امیر كبیر1385 در صفحه ی 538 «… زیرا كه در گویش لری الفاظ عربی بسیار است. اما این ده حرف گویش لری نمی آید: ح خ ش ص ض ظ ع غ ق

3-      شاهنامه لكی به اهتمام حمید ایزدپناه انتشارات اساطیر1384

4-      نامه سرانجام  تحقیق و تفسیر صدیق صفی زاده بوره كه ئی. انتشارات هیرمند 1375   

5-      سفرنامه راولینسون. ترجمه سكندر امان اللهی بهاروند. انتشارت آگاه 1362در صفحه ی 152 

6-      دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران تألیف عبدالحسین سعیدیان انتشارات مجله علم و زندگی 1360  

7-      كردی ایلامی تألیف غلامحسین كریمی دوستان انتشارات دانشگاه كردستان1380 عبارت «فلانی دیم felani  dim» از صفحه ی 1.6 این كتاب انتخاب شد.

8-      رود كردستان نام قبلی رود جراحی است در همه ی كتابهای قدیمی این رود به اسم كردستان معرفی شده است.

9-      سفرنامه میرزا خانلر خان اعتصام الملك به كوشش منوچهر محمودی ناشر مولف 1351

10-   سفرنامه لرستان و خوزستان تألیف بارون دوبد ترجمه محمد حسین آریا انتشارات علمی و فرهنگی 1371

11-   سفرنامه عتبات ناصرالدین شاه قاجار به كوشش ایرج افشار  انتشارات فردوسی  1363   

12-   فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ( جلد101  گناوه 1365) و (جلد 110بوشهر 1365) و (جلد 91 بهبهان 1370 در خصوص بندر دیلم) و(جلد 90 آبادان 1365 در خصوص بندر ماهشهر)

13-   لرستان در گذرگاه زمان و تاریخ تألیف حمید ایزد پناه انتشارات اساطیر 1384 در صفحه ی 88 این كتاب نقل قول ابن مقفع درج شده است

14-   زبانهای ایرانی تألیف یوسیف م . ارانسكی ترجمه دكتر علی اشرف صادقی انتشارات سخن 1378

15-   راهنمای زبانهای ایرانی در دو جلد ویراستار، رودیگر اشمیت، ترجمه زیر نظر حسن رضائی باغ بیدی انتشارات ققنوس1382    

16-   بازتعریف لر، ابراهیم خدایی و عیسی قائدرحمت، 1386



برچسب ها: مجموعه زبان ها و گویش های لری ،
دنبالک ها: ستین لر ،
آخرین ویرایش: 1391/11/21 11:12

1391/11/19 12:18
سلام انتشار شماره 13 ماهنامه نورباران را در صورت صلاحدید اطلاع رسانی نمایید.
پایدار باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.