تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - واقع بین باشید...

واقع بین باشید...

نویسنده : احمد نیکنام 1391/12/22 01:25  •    ارسال شده در: گوناگون

به نام خدا

برخی بی رحمانه دست به غارت فرهنگ و تمدن دیگران می زنند! جالب آن است که  نویسندگان می نویسند« بر کسی پوشیده نیست»!!! ،« کمتر کسی است که نداند.....»، «در تاریخ آمده است»،  «شواهد و مدارک قوی حاکی از آن است» و......

این ها جملاتی است که این نویسندگان (!)  بر آن استناد کرده و همانند ماشین راه سازی که درختان را از جا کنده و با خود می برد، این ها نیز از آدم، عکس، سند، زمین، جنگ، راه، و.... تا قبرهای گذشتگان  هرچه را که در مسیر می بینند با خود درو می کنند و  می برند!

امروز دیگر مطربان ما نیز در خطر ربایش هستند!

کسی خسیس نیست که منطقه ای آن هم کسانی که هم زبان و هم کیش ما هستند، دارای قدمت باشند! آنچه نگران کننده و ناراحت کننده است، این است که آنها تحریف تاریخ می کنند.

مگر نه این است که این سرزمین و این قوم دلاور، جنگنده ، ظلم ستیز و ..... بوده است؟!  این که مایه افتخار برای هر ایرانی است اما تاریخ این قوم زوایای دیگری هم دارد که پنهان وانهاده شده است!!!

نگارندگان و هر کسی که قلم به دست گرفته تا تاریخ بنویسد، یا ننویسد و یا اگر می نویسد همه پدیده های تاریخی منطقه اش را بنویسد.

بقیه در ادامه مطلب...

از جنگ های داخلی بر سر قدرت، تا برادر کشی ها، جنگ های طایفه ای بر سر مراتع و غیره و..... از غارت های درون ایلی و برون ایلی، از غارت سمیرم، غارت پیاپی اردکان، غارت پیاپی ممسنی، بهبهان، طیبی، بیضاء و.....

غارت های زیر به چه مناسبتی انجام شده است؟! آیا  ظالمین غارت شده اند یا مردم بی گناه و زحمت کش؟!

غارت سیوند فارس، غارت تنگ چویل، غارت فرادنبه( بختیاری)، غارت قلعه گل و گلاب، غارت خلار، غارت تل خسرو(1320 )، غارت دشت روم، دهدشت، غارت اولاد میرزاعلی، غارت چرام، غارت طیبی، آغاجری، ترک های لرکی، غارت ده لیر( نزدیک سوق)، غارت باشت و بابویی( منطقه نیمدور1326 )،  غارت دشمن زیاری(1322 )، سمیرم، غارت حنا( نزدیک سمیرم)، غارت مجدد سمیرم در سال1322 ، غارت اردکان( 1280 و 1322 )، غارت کازرون در  1325 شمسی، غارت های پیاپی ممسنی( بکش، رستم ، جاوید و دشمن زیاری)، غارت جایزون و..........

این ها را چرا نمی نویسید؟! چرا نمی نویسید که اردکانی ها را در منطقه(.......) کفش از پایشان در آوردند  و آنها پیاده  راه افتادند و چون پیراهن خویش را برای جلوگیری از زخم شدن به دور پا پیچاندند، آن را هم از تنشان در آوردند و آنها با پای خونین تا اردکان رفتند؟!!!!!!

چرا نمی نویسید که غارت آداب و رسومی داشت وبرای خودش سلسله مراتبی را هم به همراه داشت؟ چرا از هلهله و استقبال از غارتگران نمی نویسید؟!

دسته بندی هایی چون( سواره، چوبکی، کاردکی، توبره کش و دست پتی) حکایت از چه امری دارد؟! این در فرهنگ و تاریخ شماشت بگردید و آنها را واکاوی کنید و در کنار سایر شواهد بگذارید و قضاوت کنید؟!

این اشعار چه می گویند؟

مو ایسو ایرم غارت کنم شهر سمیرم          در گشتن بوست ایکنم غیر از بمیرم

چه خش بی سه نفر غارت برونی              علی خان و کموتر، حسن طیفونی

 و اشعاری از این دسته که فراوانند و در ادبیات شفاهی شما می توان آن را پیدا کرد. هنوز پیرزنان برای نوه هایشان می خوانند.

من نمی خواهم به کس یا کسانی توهین کنم، اما این عمل برای یک قوم به فرهنگی قوی تبدیل شده بود!

جای بسی تأسف است که هنوز برخی نسل تحصیل کرده نیز از این عمل گذشته های اجدادشان می نازند!

آیا غارت شوندگان ظالم بودند؟! یک مشت مردمی که احشامشان را غارت و گاه اگر مقاومت می کردند آن ها را می کشتند!

در سرحدات جاوید فردی هنگام غارت قافه از ترس جانش فرار می کند. کیسه ای در دست داشته که حاوی مقداری انجیر خشک بوده است. یکی از غارت گران به این امید که آن کیسه حاوی پول و زر و زیور است او را دنبال می کند. آن مفلوک که بسیار دویده بود، خسته به چشمه ای می رسد. به خیال اینکه فرد دنبال کننده او را رها کرده از عطش خود را به چشمه رسانده و لب به آب می زند . در این هنگام آن سوار با تیر بر فرد تشنه می زند و با لبان تشنه او را می کشد و بعد که با حرص و ولع کیسه را باز می کند، افسوس می خورد اما دیر شده بود!

نام مقتول محمدزکی بود و ازطایفه ..... و قاتلش هم ...... بگذریم.

برخی از همسایگان ما حتی به دفاع از خوانین ظالو صفت در دوره بعد از انقلاب به برخی  مناطق حمله کردند و ضمن کشتن گاو و گوسفندان اطراف روستا از درون نیز  افراد آنان افزادی را زخمی کردند که یک نفر نیز بر اثر همین عرضه بعد از یکی دو سال دارفانی را وداع گفت.

دوستان تاریخ نگار نمی خواهند که این را به حساب مبارزات مردمی خود بگذارند؟!

خدا می داند من بسیار صبر کرده و بارها تذکر داده ام اما ، این عزیزان کارد را به استخوان ما رسانده اند. البته بر بی عرضگی مسوو لین منطقه ام در طول دهه های گذشته در سهل انگاری دفاع از فرهنگ صحه گذاشته و از طرفی بر نوشته های بی سند برخی دست به قلم های فضای مجازی هم شهریانم نیز انتقاد دارم!

تندی قلم مرا ببخشید .

آخرین ویرایش: - -

1391/12/22 14:51
باور کنید آنچه یات کرده اید عین حقیقت است. ای جایی که اشاره کرده اید، کم مانده بیایند و بلوط های ما را هم غارت کنند و ببرند و در منطقه خودشان بنشانند. اگر می توانستند این کار را خم می کردندو احسن و دست مریزاد
1391/12/22 11:01
خیلی زیبا و بجا بود دوست عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.