تبلیغات
وبگاه شهر مصیری و شهرستان رستم - ریشه توسعه نیافتگی ما در کجاست؟

ریشه توسعه نیافتگی ما در کجاست؟

نویسنده : احمد نیکنام 1392/06/10 10:32  •    ارسال شده در: گوناگون

به نام خدا

ریشه توسعه نیافتگی ما در کجاست؟

توسعه فرایندی است که در آن برای نیل به مقصد شاخص های متعددی را باید در نظر گرفت  و صرفاً نگاه به یک یا چند شاخص خاص منتهی به توسعه نخواهد شد.

در این جا بنا ندارم که در باره شاخص های توسعه شرحی داشته باشم بلکه  هدفم از نوشتن این یک پاراگراف  دوخطی به عنوان مقدمه ورود به این بحث است که چرا در برخی مناطق و شهرستان ها و گاه در سطح ملی در کشور ما دیدگاهی وجود دارد که صرفاً عامل اصلی توسعه را از خارج از متن می داند؟

این که هر منطقه و شهرستان باید از طریق سلسله مراتب بودجه دریافت کند، تا بتواند در مسیر توسعه گام بردارد شکی در آن وجود ندارد ، آن هم در این دوران حاکمیت بروکراسی و دیوانسالاری در جریان توسعه در کشورهای جهان سوم که برای دست یابی به بودجه باید هفت خان رستم را پیمود!

آیا نباید به عوامل دیگری از عقب ماندگی شهرستان ها توجه نماییم؟ آیا صرقاً دشمنی و یا غیرخودی بودن از سوی مرکز استان علت اصلی است و اگر ماجابجا شده و به منطقه ای دیگر ملحق شویم همه چیز حل خواهد شد؟!

مسماً چنین نیست زیرا در این زمانه وضعیت را چنان مدیران ما چرخانده اند که برای دست یابی به حقوق خویش،  باید گرگ بود،بر این اساس رفتن به جای دیگر شاید دارای گرگ هایی باشد که ما اصلاً توان مقابله با آنها را نداشته باشیم!

برای کسب بودجه  و توسعه باید در شهرستان خود به چند عامل توجه نمود.

در ادامه مطلب بخوانید...

1.   فعال بودن نماینده . نماینده شهر باید با ایجاد ارتباط تنگاتنگ با مدیران مربوطه هم در استان و هم در هیئت وزیران و سایر سازمان ها  بتواند بودجه خوبی کسب کند و این هم علاوه بر داشتن ارتباط و تعامل، زبانی گویا و نیز مواردی مستدل در دست داشته باشد و بتواند اولویت پروژه یا پروژه های خود را به مسوولین ذیربط بقبولاند. و به طور مدام به مردم حوزه انتخابیه اش اطلاع رسانی نماید زیرا شایسته آن است که مردم همواره پشتیبانش بوده و اگر لازم باشد در برخی جاها فرهیختگان و کارشناسان بومی همراهی اش کرده و آنها اسدلال بیاورند. آیا نماینده های شهر ما چنین هستند؟ نماینده عاقل کسی است که به دنبال رسانه های محلی بدود و اگر نامه ای هم نوشته را منعکس تا مردم بدانند که او به فکر آنها  است و الا دیگر دوران حرف زدن گذشت. گذشت آن زمانی که هرکه حرف می زد می گفتند با سواد است! البته با سوادی چیز بدی نیست اما برای مردم کار و اشتغال نمی شود. باید از سواد در جای خود استفاده کرد و آن را عملیاتی نمود و الا به زنبور بی عسلی خواهد ماند که شیخ ما سعدی به ما ارزانی داشته است. متاسفانه نمایندگان ما اغلب یا در دانشگاه ها مشغول تدریسند( نمی دانم ازطرفدارانشان که طیفی از دانشگاه ها را ردیف می کنند شنیده می شود ) و یا به فکر تحولات افغانستان، پاکستان، تاتارستان و ...... اریتره و جزایر کارائیب و گینه بیسائو و جزایر «لانگر هوس» هستند و یا به دنبال نوشتن نامه له یا علیه کس یا کسانی هستند و ....کمتر در فضای شهرستان سیر می کنند. البته مقصر اصلی خود ما هستیم چنانکه در ذیل علتش را خواهم آورد.

2.   مدیریان شایسته: در سطح شهرستان باید مدیران با کمک پژوهشگرانی آشنا و  خود ِمردم مشکلات واقعی را شناسایی کرده و اولویت بندی نمایند و در حضور نماینده بتوانند آن را تثبیت کرده و این عمل را در استان نیز انجام داده و ضمن ارتباط و تعامل خوب با همکاران خود در استا ن بتوانند روند پروژه ها و نیز بودجه گیری را با موفقیت به پیش برند. اما مدیران  ما آیا جنی هستند؟ آیا تعاملشان با مردم بر اساس ارباب رجوع سالاری است یا اینکه خود را ارباب مردم می دانند؟! از قدیم الایاب گذشتگان ما ( که درود بر آنها باد) گفته اند« ارباب رجوع» و نگفته اند« نوکر رجوع» و نیز ندیده ، نخوانده و نشنیده ایم که گفته باشند، سازمان یا اداره ای ملک و میراث پدری فرماندار، شهردار، نماینده مجلس، رییس ارشاد، نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی و..... بوده باشد!( از مدیران  شهرستانمان عذر می خواهم در مثل مناقشه نیست بی ادبی فرض  نشود).

بر همین مبناست که گفته اند ارباب رجوع، یعنی ما خادمان و نوکران مراجعه کنندگانیم! اما من در این جا از شما مردم می پرسم ( حتی شما کاردانان و کارشناسان و فرهیختگان) برای دیدار با یک رئیس اداره چه مراحلی و « خان » هایی را باید طی کنید؟! شما رسانه های محلی که رکن چهارم دموکراسی هستید چند بار در این مدت با نماینده خود مصاحبه کرده اید؟! شما پا پیش نگذاشته و یا آن بزرگوار کوتاهی کرده و یا مشغله  زیاد نگذاشته تا شما را زیارت کند! کدام؟! راستی الان دو سال از نمایندگی نمایندگان سپری شده و ما هنوز از عملکرد این بزرگوار بی اطلاع هستیم. شگ نیست که این بزرگوار کارهایی را انجام داده و پروژه هایی را پیگیری کرده است و بودجه هایی را گرفته و برخی را به دلایلی نتوانسته است و .... که ما به عنوان موکلین او باید از عملکردش آگاه شویم. ای بسا برخی کارهایی که ایشان انجام نداده اند، مقصر کسان دیگری باشند! آیا بد است که ما از نماینده شهرستانهایمان و یا فرمانداری و رئیس یک اداره بخواهیم تا به ما گزارش بدهد و ما را از عملکرزد خود آگاه کند؟! ما که مدیر بودیم به دنبال خبرنگاران می دویدیم تا بیایند و عملکردمان را گزارش دهند! شما را به روزنامه های محلی در دهه هفتاد شمسی ارجاع می دهم تا عملکرد های گزارش شده را ببینید.

3.   انجام کا رفرهنگی: بدون تعارف عرض کنم و با عرض معذرت از مردم خوبمان، در شهرستان ما روحیه و فرهنگ توسعه وجود ندارد و اصولاً از توسعه به معنای واقعی اش بی خبریم و چون برداشت ما از توسعه چیز دیگری است،  بنابراین نمی توانیم حرفمان را به کرسی بنشانیم ضمن اینکه وکلای پای کاری نیز تا کنون نداشته ایم و البته اگر هم کسانی بوده اند، به دلیل عدم آشنایی  ما به توسعه واقعی ، چیزهایی را خواستار شده که یا گرفته ایم و دوباره می خواهیم و یا متصدیان امر آن را ارزشمند تشخیص نداد ه اند. وقتی در یک دبیرستان جلوی یک وزیر رئیس دبیرستان مشکل اساسی مدرسه اش را یک دستگاه زیراکس می داند، آن وزیر تا ته مسئله را می خواند و ای بسا که همان دستگاه زیراکس را هم ندهد! زیرا چیز در خوری نیست که یادش بماند و نمی ماند!

از دگر سو مگر ما غیر از کار و اشتغال خدماتی و نیز کمک های ریالی تا کنون از دولت چیزی خواسته ایم؟یکی از نمایندگان مجلس چند سال جلوتر در تهران به من گفت: طرح های تولیدی بسیاری با وام های بدون بهره ( یا بهره بسیار ناچیز) و نیز  سود آور و اشتغال زا وجود دارد و هرچه می گردم کسی را پیدا نمی کنم که بیاید و پیگیر آن شود و ادامه داد انشعاب برق، آب ، گاز را برایش به همراه زمین مجانی می گیرم و پایه های برق را تا درب کارگاه یا کارخانه اش رایگان می برم  و تا زمان بازدهی محصول هم برایش بازپرداخت وامش را عقب می اندازم! اما مردم یا در فکر شغلی نظامی ، آموزگاری، اداری و .... برای بچه های خود هستند و یا اینکه وامی بگیرند و ماشینی بخرند و نکته جالب که وقتی وارد شهرستان می شوم اوج عشق یک مدیر این است که من میهمانش شوم و او یک سور وسات به من بدهد!!! این نماینده می افزود اما مردم برخی شهرستان ها مثل کازرون، برازجان و غیره نماینده های شهرشان را برای چنین پروژه هایی از پای در آورده اند. و حتی برخی از نمایندگان با هزینه های صدها میلیونی حاضر به گرفتن این پروژه ها برای شهرستان خود هستند!!  آنها در چف فکرند و ما در چه فکری؟!!! تا ما اینطور هستیم نماینده معجزه نمی تواند بکند، مدیر هم همینطور و شاید آنها هم خود را با ما هم نوا کنند البته این حرف دلیلی بر این نیست که آنها برخی کوتاهی نمی کنند . می خواهم بگویم در یک فضای خاص همه اعم از مردم ، مدیر و نماینده گرفتار شده ایم و به دور خود می چرخیم و داریم بنای از بنیاد ویرانی را تزیین می کنیم!

4.   شناخت منابع سهل الوصول توسعه در جامعه:  باید دید، در جامعه هدف ما ، چه منابعی می توانند زودتر ما را به توسعه برسانند؟! آیا این منابع در شهرستان وجود دارد؟ اگر وجود دارد کدامیک  فعلاً ما را آسان تر به هدف خواهد رساند.مثلاً در شهرستان رستم ایجاد کارگاه های لبنیاتی،تبدیلی، رب گیری و راه اندازی طرح های مرغ داری، پرورش طیور( کبک، تیهو)، شیلات، زنبور داری، صیفی جات  در حال حاضر سهل الوصولند و در مراحل طولانی مدت تر استفاده از منابع طبیعی چون داروهای گیاهی، مثلاً استفاده از فراورده های بلوط، منابع زیر زمینی و غیره در دست مطالعه قرار گیرد. این ها که گفته شد تنها بخشی از کارهای تولیدی است که ما می توانیم انجام دهیم. در صورت انباشت سرمایه و وجود افراد جویا و خواهان می توان کارگاه ها و خارخانه های کارتن سازی، آب میوه گیری( مثلاً آب انگور با کاشتن انگورهای دیم  و زمین های بسیار برای این کار که از تفاله آن می توان کارتن هم تهیه کرد)، خوله سازی، تولید مکارونی، دانه های روغنی، دانه هایی برای طیور و غیره که امکانش  برای ما وجود دارد. دست هایی توانا، مغزهایی متفکر، دلهایی قرص  و محکم و مدیرانی دلسوز و ....... آدم هایی که با یک لقه گرسنه و با یک لقمه سیر نشوند، می خواهد!

بنابراین اینکه ما برای اینکه مسئله ای را نمی توانیم حل کنیم،صورت آن را پاک کنیم ، چیزی درست نمی شود. تا درد را نشناسیم داروی آن را نیز نخواهیم شناخت حال اگر بهترین دارو هم باشد باید آن دارویی انتخاب شود که دوای درد ماست. تا ما مشکلات و منابع خود را نشناسیم و تا در مسیر واقعی توسعه نیفتیم و تا مردم  نماینده و مدیران ما بر این نکته به باور واقعی نرسند به هر منطقه ای برسیم بهتر که نشده تا جا بفتیم سال ها نیز طول خواهد کشید و ای بسا دچار فرایند توسعه منفی نیز بشویم .

به امید روزی که مردم ما خواهان توسعه، فرهیختگان ما از بی تفاوتی رهیده، مدیران ما فقط برای خدمت وارد میدان شوند. آن روز روز جشن توسعه همگانی ماست! توسعه فکری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و...... توسعه همگانی

 و بدانید کسی دلش برای ما نسوخته و غدا در دهان ما نمی گذارد! مطمئن باشید.

دکتر جلال یوسفی

برچسب ها: عوامل عدم توسعه ، شهرستان رستم ،
آخرین ویرایش: 1392/06/10 10:35

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.